چگونه میتوان صداقت و اخلاق را در فضای فعالسازی مدلها شناسایی کرد؟
🧠 چکیده
این مقاله چارچوب «مهندسی نمایندگی» را بهعنوان رویکردی بالا به پایین برای افزایش شفافیت و ایمنی مدلهای زبانی بزرگ معرفی میکند. ایده مرکزی این چارچوب آن است که بهجای تمرکز صرف بر ورودی و خروجی مدل، باید مستقیماً به سراغ بازنماییهای درونی (فعالسازیها) رفت و مفاهیم سطحبالا را در فضای نهفته شبکه شناسایی، اندازهگیری و کنترل کرد. نویسندگان نشان میدهند که بسیاری از مفاهیم شناختی و هنجاری ــ مانند صداقت، اخلاق، قدرتطلبی، سودمندی، ریسک، آسیبرسانی، سوگیری و حتی بهخاطرسپاری دادهها ــ بهصورت جهتهایی نسبتاً منسجم در فضای فعالسازی مدل قابل استخراج هستند.
در این چارچوب، روش «توموگرافی مصنوعی خطی» (LAT) بهعنوان ابزار پایه برای خواندن نمایندگیها معرفی میشود. این روش با طراحی محرکهای دوقطبی، استخراج حالتهای پنهان و اعمال تحلیل مؤلفه اصلی (PCA)، بردار مفهومی مرتبط با یک ویژگی خاص را شناسایی میکند. سپس با محاسبه ضرب داخلی میان فعالسازیهای جدید و این بردار، میتوان میزان حضور آن مفهوم را اندازهگیری کرد. افزون بر خواندن، مقاله نشان میدهد که از طریق اعمال تبدیلهای خطی در امتداد همین بردارها میتوان رفتار مدل را بدون بازآموزی کامل، در سطح فعالسازی کنترل کرد.
مطالعههای موردی ارائهشده ــ بهویژه در حوزه صداقت ــ نشان میدهد که مدلها گاه دارای بازنمایی درونی سازگار از حقیقت هستند، حتی زمانی که خروجی آنها با آن همراستا نیست. تمایز میان «راستگویی» و «صداقت» و امکان استخراج، نظارت و تقویت صداقت، نمونهای از کاربرد عملی این چارچوب است. در مجموع، مهندسی نمایندگی ابزاری نظاممند برای فهم، پایش و هدایت مفاهیم شناختی در مدلهای پیشرفته ارائه میدهد و میتواند نقشی کلیدی در کاهش ریسکهای درونی و افزایش همراستایی ایفا کند.


شکل ۱
نمای کلی چارچوب مهندسی نمایندگی (RepE)؛ رویکردی بالا به پایین برای شفافیت هوش مصنوعی با تمرکز بر بازنماییها و کاربرد آن در حوزههایی مانند صداقت، اخلاق، ریسک، عدالت و حافظه.
۱. مقدمه
در سالهای اخیر، شبکههای عصبی عمیق و بهویژه مدلهای زبانی بزرگ به موفقیتهای چشمگیری در حوزههای مختلف دست یافتهاند، اما همچنان سازوکار درونی آنها تا حد زیادی ناشناخته باقی مانده است. این مسئله با گسترش استفاده از این مدلها در حوزههایی مانند سلامت، آموزش و تعاملات اجتماعی اهمیت بیشتری یافته است. افزایش شفافیت این سیستمها میتواند به درک بهتر تصمیمات آنها، افزایش پاسخگویی و کشف خطرات بالقوه مانند قابلیتهای پنهان یا ارتباطات نادرست کمک کند. 🔍
رویکرد «مهندسی نمایندگی» (Representation Engineering یا RepE) با الهام از علوم شناختی، به جای تمرکز بر نورونها و مدارها، «نمایندگیها» را بهعنوان واحد اصلی تحلیل در نظر میگیرد. این دیدگاه از بالا به پایین، ساختار فضاهای نمایندگی را مطالعه میکند و امکان پایش و کنترل پدیدههای شناختی سطح بالا را فراهم میسازد. نتایج پژوهش نشان میدهد که این رویکرد میتواند در مسائل ایمنیمحور مانند صداقت، توهم، سودمندی، قدرتطلبی و عدالت کاربرد گسترده داشته باشد. 🚀
۲. کارهای مرتبط
۲.۱ ساختار نوظهور در نمایندگیها
پژوهشهای پیشین نشان دادهاند که نمایندگیهای درونی شبکههای عصبی، ساختارهای معنایی و ترکیبی نوظهور ایجاد میکنند. برای نمونه، بردارهای واژگانی روابط معنایی و حتی سوگیریهای جنسیتی را بازتاب میدهند. همچنین مدلهای متنی قادر به شکلدهی خوشههایی بر اساس اخلاق متعارف هستند، حتی بدون آموزش صریح این مفاهیم. این یافتهها نشان میدهد که ساختارهای مفهومی سطح بالا میتوانند بهصورت خودجوش در مدلها پدیدار شوند. 📊
در حوزه بینایی ماشین نیز پدیدههای مشابهی مشاهده شده است؛ از جمله بخشبندی معنایی، مختصات محلی و رهگیری عمق. این ساختارهای نوظهور فرصتهای جدیدی برای شفافیت ایجاد میکنند. مقاله نشان میدهد که بسیاری از مفاهیم مرتبط با ایمنی نیز در نمایندگیهای مدلهای زبانی بزرگ ظاهر میشوند و میتوان آنها را استخراج و کنترل کرد. 🔬
۲.۲ رویکردها به تفسیرپذیری
نقشههای برجستگی (Saliency Maps) یکی از روشهای رایج تفسیرپذیری هستند که بخشهای مهم ورودی را برجسته میکنند، اما درباره ساختار درونی مدل اطلاعات محدودی ارائه میدهند. تجسم ویژگیها نیز تلاش میکند ورودیهایی را بیابد که بیشترین فعالسازی را ایجاد میکنند، ولی ماهیت توزیعشده نمایندگیها را بهطور کامل در نظر نمیگیرد. 🧩
تفسیرپذیری مکانیکی (Mechanistic Interpretability) بر تحلیل مدارها و نورونها تمرکز دارد. با وجود دستاوردهای مهم، این رویکرد نیازمند تلاش دستی گسترده است و در توضیح پدیدههای پیچیده با چالش مواجه میشود. مهندسی نمایندگی در مقابل، بر فضاهای نمایندگی تمرکز دارد و تلاش میکند پدیدههای شناختی را در سطحی انتزاعیتر و مقیاسپذیرتر مطالعه کند. ⚙️
۲.۳ مکانیابی و ویرایش نمایندگیهای مفاهیم
پژوهشهای متعددی به شناسایی مفاهیم در نورونهای منفرد یا جهتهای خاص در فضای ویژگیها پرداختهاند. ابزارهایی مانند «پروبهای خطی» برای پیشبینی ویژگیهای مفهومی از لایههای میانی استفاده شدهاند. در مدلهای تولید تصویر نیز ویرایش مفاهیم در فضای نهفته امکانپذیر شده است. 🎨
در مدلهای زبانی، پژوهشها بر ویرایش دانش واقعی، حذف مفاهیم و کاهش سوگیری تمرکز داشتهاند. مهندسی نمایندگی این خط پژوهشی را گسترش داده و نشان میدهد که میتوان مفاهیم ایمنیمحور مانند صداقت یا قدرتطلبی را بهصورت مستقیم استخراج، پایش و کنترل کرد. 🛠️

شکل ۴
نمونه اجرای روش LAT برای استخراج بازنمایی عصبی یک مفهوم (مانند صداقت) که امکان پایش و اندازهگیری آن را در لایههای درونی مدل فراهم میکند.
۳. مهندسی نمایندگی
مهندسی نمایندگی رویکردی از بالا به پایین است که هدف آن درک، تحلیل و کنترل نمایندگیهای پدیدههای شناختی سطح بالا در شبکههای عصبی عمیق است. این رویکرد به جای تمرکز صرف بر نورونهای منفرد، ساختارهای مفهومی کلان را در فضای فعالسازی بررسی میکند. چارچوب پیشنهادی دو بخش اصلی دارد: «خواندن نمایندگی» و «کنترل نمایندگی». 📚
در بخش خواندن، هدف استخراج جهتهایی در فضای نمایندگی است که با مفاهیم خاص همبستهاند و بهصورت ساختارمند در لایهها ظاهر میشوند. در بخش کنترل، همین جهتها برای تغییر، هدایت یا تنظیم رفتار مدل استفاده میشوند. این چارچوب امکان ایجاد ارتباط علّی میان نمایندگی و رفتار را فراهم میکند و پلی میان تفسیرپذیری و مداخله عملی میسازد. 🔄
۳.۱ خواندن نمایندگی
خواندن نمایندگی به دنبال شناسایی بازنمایی مفاهیم، باورها و توابع در لایههای مختلف مدل است. این کار با طراحی محرک مناسب، جمعآوری فعالیت عصبی و ساخت مدل خطی انجام میشود تا ساختار مفهومی آشکار گردد. دقت استخراج وابسته به طراحی صحیح محرک، تنوع دادهها و انتخاب لایه مناسب در معماری مدل است. 🎯
ارزیابی شامل آزمایشهای همبستگی، دستکاری، حذف و بازیابی است تا مشخص شود جهت استخراجشده صرفاً همبسته نیست، بلکه نقشی علّی نیز در تولید رفتار دارد. ترکیب این شواهد تجربی اعتبار نتایج را افزایش میدهد و از تفسیرهای سطحی جلوگیری میکند. 📈
۳.۱.۱ پایه: توموگرافی مصنوعی خطی (LAT)
روش LAT شامل سه گام است: طراحی محرک و وظیفه، جمعآوری فعالیت عصبی و ساخت مدل خطی (اغلب با PCA). ورودیهای بدون برچسب یا خودتولیدشده میتوانند بدون سوگیری برچسب، نمایندگی مفاهیم را آشکار کنند. 🧪
بردار اصلی مؤلفه اول بهعنوان «بردار خواندن» استفاده میشود. پیشبینی با ضرب داخلی میان بردار نمایندگی و بردار خواندن انجام میشود. این روش حتی با داده کم نیز نتایج پایدار نشان داده است. 📐
۳.۱.۲ ارزیابی
ارزیابی شامل چهار نوع آزمایش مکمل است: همبستگی، دستکاری، حذف و بازیابی. همبستگی نشان میدهد جهت استخراجشده با مفهوم هدف ارتباط معنادار دارد و الگوی ثابتی را دنبال میکند. دستکاری فعالسازیها رابطه علّی را آشکار میکند و نشان میدهد تغییر در جهت چگونه رفتار خروجی را دگرگون میکند. 🧠
حذف بررسی میکند که آیا مفهوم برای عملکرد صحیح ضروری است و بازیابی نشان میدهد آیا جهت استخراجشده برای بازگرداندن عملکرد کافی است. این چارچوب ارزیابی چندبعدی تصویری جامع از دقت، پایداری و قدرت تبیینی روش فراهم میکند. 📊
۳.۲ کنترل نمایندگی
۳.۲.۱ تبدیلهای پایه
تبدیلهای پایه در مهندسی نمایندگی بهصورت اعمال یک تغییر خطی ساده در امتداد بردار مفهومی استخراجشده انجام میشوند. به بیان ساده، وقتی یک مفهوم مثل «صداقت» یا «قدرتطلبی» در قالب یک جهت مشخص در فضای فعالسازی مدل شناسایی شد، میتوان مقدار فعالسازی را در همان جهت کمی افزایش یا کاهش داد. این افزایش یا کاهش، شدت حضور آن مفهوم را در پردازش جاری مدل تغییر میدهد. نکته مهم این است که این تغییر دقیقاً در همان جهتی اعمال میشود که قبلاً از طریق روشهایی مانند LAT بهعنوان جهت مفهومی معتبر شناسایی شده است. بنابراین مداخله کورکورانه نیست، بلکه مبتنی بر ساختار درونی مدل است. 🎛️
مزیت اصلی این روش، سادگی و شفافیت آن است. ما دقیقاً میدانیم که کدام مؤلفه مفهومی در حال تقویت یا تضعیف است و این تغییر در کدام لایه و در چه مرحلهای اعمال میشود. برخلاف روشهای سنتی که نیازمند بازآموزی کامل شبکه هستند، در اینجا وزنهای اصلی مدل دستنخورده باقی میمانند و کنترل فقط در سطح فعالسازیهای لحظهای انجام میشود. این ویژگی برای ایمنی بسیار مهم است، زیرا میتوان بدون هزینه سنگین محاسباتی و بدون ایجاد تغییرات غیرقابلپیشبینی در کل مدل، رفتار آن را بهصورت هدفمند تنظیم کرد. به همین دلیل این تبدیلهای پایه را میتوان نوعی «اهرم کنترلی سطحبالا» دانست🔧
جدول ۱: دقت TruthfulQA MC1 با روشهای مختلف ارزیابی
| مدل | بدون آموزش (Zero-shot) | LAT (روش پیشنهادی) | |||
|---|---|---|---|---|---|
| استاندارد | ابتکاری | محرک ۱ | محرک ۲ | محرک ۳ | |
| LLaMA-2-Chat 7B | 31.0 | 32.2 | 55.0 | 58.9 | 58.2 |
| LLaMA-2-Chat 13B | 35.9 | 50.3 | 49.6 | 53.1 | 54.2 |
| LLaMA-2-Chat 70B | 29.9 | 59.2 | 65.9 | 69.8 | 69.8 |
| میانگین | 32.3 | 47.2 | 56.8 | 60.6 | 60.7 |
در این جدول، دقت مجموعه TruthfulQA MC1 با استفاده از ارزیابی استاندارد، روش ابتکاری و روش LAT با مجموعههای محرک مختلف گزارش شده است. نتایج نشان میدهد ارزیابی استاندارد عملکرد ضعیفتری دارد، در حالی که روشهای ابتکاری و بهویژه LAT — که با خواندن مفهوم درونی «صداقت» در مدل طبقهبندی میکند — به دقت بالاتری دست مییابند.
۴. نمونه عمیق مهندسی نمایندگی: صداقت
۴.۱ مفهوم درونی سازگار از حقیقت
مدلهای زبانی میتوانند نوعی بازنمایی درونی نسبتاً پایدار از حقیقت داشته باشند. آزمایشها نشان میدهد حتی زمانی که مدل خروجی نادرست تولید میکند، در برخی لایههای میانی نشانههایی از پاسخ صحیح وجود دارد. این یعنی «دانستن» و «گفتن» الزاماً یکی نیستند. بازنمایی درونی حقیقت میتواند مستقل از خروجی نهایی باقی بماند. مهندسی نمایندگی تلاش میکند این ساختار پنهان را استخراج کند. 📘
اگر بتوان جهت مفهومی حقیقت را شناسایی کرد، میتوان فاصله بین باور درونی و بیان بیرونی را اندازه گرفت. این موضوع برای تحلیل فریب بسیار مهم است. زیرا گاهی مدل آگاهانه از بیان حقیقت فاصله میگیرد. وجود این سازگاری درونی نشان میدهد مفاهیم سطحبالا بهصورت ساختاری در شبکه رمزگذاری شدهاند.🔎
۴.۲ راستگویی در برابر صداقت
راستگویی به معنای تولید پاسخ مطابق با واقعیت است. اما صداقت در این چارچوب به معنای همراستایی خروجی با بازنمایی درونی مدل است. این دو مفهوم میتوانند از هم جدا شوند. ممکن است مدل جملهای درست بگوید، اما آن پاسخ حاصل فعال بودن بردار حقیقت درونی نباشد. برعکس، ممکن است مدل به حقیقت دسترسی داشته باشد ولی پاسخ نادرست تولید کند. ⚖️
این تمایز برای ارزیابی ایمنی حیاتی است. زیرا صرف بررسی صحت خروجی کافی نیست. باید بررسی شود که آیا مدل در حال پنهانکاری یا فریب عمدی است یا خیر. مهندسی نمایندگی با تحلیل فعالسازیها این امکان را فراهم میکند. بنابراین تمرکز از سطح متن به سطح شناختی منتقل میشود.
🧭

شکل 3
نمایش عملکرد آشکارساز دروغ در سناریوهای طولانی؛ شدت پاسخ آشکارساز در سطح توکن با افزایش تمایل مدل به فریب، بیشتر میشود.
۴.۳ صداقت: استخراج، نظارت و کنترل
چارچوب ارائهشده سه گام اصلی دارد: استخراج بردار صداقت، نظارت بر آن، و اعمال کنترل. ابتدا با استفاده از روش LAT جهت مفهومی صداقت در فضای فعالسازی استخراج میشود. سپس این جهت برای پایش وضعیت مدل به کار میرود. در نهایت میتوان با اعمال تغییر در همان جهت، رفتار مدل را تنظیم کرد. آزمایشها نشان دادهاند که این بردار میتواند بهطور قابلاعتماد بین پاسخهای صادقانه و غیرصادقانه تمایز ایجاد کند. همچنین امکان بررسی تغییرات صداقت در طول یک پاسخ بلند وجود دارد. این نشان میدهد صداقت نهتنها قابلشناسایی، بلکه قابلدستکاری نیز هست.
استخراج صداقت با طراحی جفتمحرکهای متضاد انجام میشود؛ برای مثال پاسخ صادقانه در برابر پاسخ دروغین به یک سؤال ثابت. تفاوت فعالسازیهای این دو حالت محاسبه و نرمالسازی میشود. سپس با تحلیل مؤلفه اصلی، جهت غالب بهعنوان بردار صداقت انتخاب میشود. این بردار نماینده تمایز مفهومی بین صداقت و فریب است. ارزیابیها نشان میدهد این جهت در لایههای خاصی پایدارتر است. همچنین این بردار در دادههای دیدهنشده نیز عملکرد خوبی دارد. این موضوع نشان میدهد صداقت یک ساختار تصادفی نیست، بلکه یک الگوی منسجم در شبکه است. 🎯

شکل 4
نمایش کنترل صداقت مدل از طریق تغییر خطی در بازنماییها؛ مدل میتواند بین راستگویی و فریب جابهجا شود، حتی زمانی که به دروغگویی ترغیب شده است.
پس از استخراج بردار صداقت، میتوان از آن برای تشخیص دروغ استفاده کرد. با محاسبه ضرب داخلی فعالسازیهای جاری با این بردار، میزان همراستایی با صداقت سنجیده میشود. در سناریوهای طولانی، این تحلیل در سطح توکن انجام میشود. بنابراین میتوان دید در چه نقطهای مدل به سمت فریب حرکت میکند. همچنین این روش در تحلیل توهمات مدل نیز کاربرد دارد. وقتی مدل اطلاعات ساختگی تولید میکند، الگوی فعالسازی آن با حالت صداقت متفاوت است. این ابزار میتواند بهعنوان یک آشکارساز درونی عمل کند. 🚨
۴.۳.۳ کنترل صداقت
کنترل صداقت با اعمال یک تبدیل خطی در جهت بردار صداقت انجام میشود. این کار بدون تغییر وزنهای مدل صورت میگیرد. با تقویت این جهت، احتمال تولید پاسخهای همراستا با حقیقت درونی افزایش مییابد. حتی زمانی که مدل برای دروغگویی تحریک شده باشد، این مداخله میتواند رفتار را تغییر دهد. این یافته نشان میدهد مفاهیم سطحبالا قابلتنظیم هستند. کنترل در سطح فعالسازی سریع و هدفمند است. بنابراین میتوان آن را بهعنوان ابزاری عملی برای ایمنی به کار گرفت.🔁
جدول ۲: مقایسه روشهای کنترل بازنمایی در TruthfulQA MC1
| مدل | بدون کنترل | بردارها | ماتریسها | ||
|---|---|---|---|---|---|
| استاندارد | ActAdd | Reading (روش ما) | Contrast (روش ما) | LoRRA (روش ما) | |
| 7B-Chat | 31.0 | 33.7 | 34.1 | 47.9 | 42.3 |
| 13B-Chat | 35.9 | 38.8 | 42.4 | 54.0 | 47.5 |
در این جدول، روشهای کنترل بازنمایی برای افزایش صداقت مدلها مقایسه شدهاند. روشهای مبتنی بر بردار (ActAdd، Reading و Contrast) و روش مبتنی بر ماتریس کمرتبه (LoRRA) بررسی شدهاند. همانطور که مشاهده میشود، روش Contrast بالاترین دقت را ارائه میدهد، در حالی که LoRRA عملکردی نزدیک با هزینه محاسباتی کمتر دارد.
۵. نمونه عمیق مهندسی نمایندگی: اخلاق و قدرت
۵.۱ سودمندی
مدلها نمایندگی منسجمی از سودمندی سناریوها دارند که در فضای فعالسازی بهصورت ساختارمند و جهتدار ظاهر میشود. این ساختار نشان میدهد که ارزیابی سود و زیان صرفاً در سطح خروجی نیست، بلکه در لایههای میانی نیز بازتاب دارد. مؤلفه اصلی اول در PCA بیشترین واریانس را توضیح میدهد و سناریوهای با سود بالا و پایین را بهوضوح و با مرزبندی مشخص تفکیک میکند. 💡
این جداسازی نشان میدهد که مفهوم سودمندی در مدل بهصورت یک بعد غالب در فضای نمایندگی سازماندهی شده است. بنابراین میتوان آن را نهتنها خواند، بلکه شدت آن را نیز تنظیم کرد و بر گرایش مدل در تولید پاسخهای مطلوبتر یا کمسودتر تأثیر گذاشت.
۵.۱.۱ استخراج و ارزیابی
آزمایشهای همبستگی، دستکاری و حذف نشان میدهد روشهای بدوننظارت مانند PCA عملکرد قوی، پایدار و قابلتکرار دارند. این روشها بدون نیاز به برچسبگذاری گسترده، قادرند ساختار سودمندی را از دادههای خام استخراج کنند. 📊
نتایج ارزیابی نشان میدهد که جهت استخراجشده نهتنها با مفهوم سود همبسته است، بلکه تغییر آن میتواند رفتار تولیدی مدل را به سمت سود بیشتر یا کمتر هدایت کند. این موضوع بیانگر نقش علّی نمایندگی سودمندی در تصمیمهای تولیدی مدل است.
۵.۲ اخلاقیات و اجتناب از قدرت
۵.۲.۱ استخراج
نمایندگی تمایلات غیراخلاقی و قدرتطلبانه از طریق وظایف مقایسهای استخراج میشود و ساختار آن در لایههای میانی قابل ردیابی است. این استخراج نشان میدهد گرایشهای مربوط به سلطه، کنترل یا رفتار غیراخلاقی بهصورت جهتهایی متمایز در فضای فعالسازی شکل میگیرند. ⚠️
وجود این جهتها بیانگر آن است که مدل دارای بازنمایی درونی از مفاهیم قدرت و اخلاق است، حتی اگر این مفاهیم بهطور مستقیم آموزش داده نشده باشند. این امر امکان تحلیل دقیقتر رفتارهای پرریسک را فراهم میکند.
۵.۲.۲ نظارت
فعالیت این جهتها در سناریوهای تعاملی پایش میشود تا گرایشهای خطرناک یا انحرافات رفتاری شناسایی شوند. پایش مستمر میتواند نشان دهد در چه شرایطی فعالسازی تمایل به قدرت افزایش مییابد یا کاهش پیدا میکند. 👁️
این نظارت امکان مداخله پیشگیرانه را فراهم میسازد و میتواند بهعنوان لایهای نظارتی برای افزایش ایمنی مدل به کار رود. بدین ترتیب، نمایندگیهای پرخطر پیش از تبدیل شدن به رفتار آشکار، شناسایی میشوند.
۵.۲.۳ کنترل رفتارهای اخلاقی در محیطهای تعاملی
با اعمال تبدیلهای شرطی و تنظیم شدت جهتها، میتوان رفتار مدل را به سمت اجتناب از قدرت و رعایت معیارهای اخلاقی هدایت کرد. این تنظیم میتواند بهصورت پویا و متناسب با زمینه تعامل انجام شود. 🛡️
نتایج نشان میدهد که کاهش فعالسازی جهتهای قدرتطلبانه و تقویت جهتهای اخلاقی، پایداری رفتاری ایجاد میکند و پاسخها را در چارچوبهای هنجاری حفظ مینماید. این امر نشاندهنده قابلیت مداخله مستقیم در سطح نمایندگی است.
۵.۳ احتمال و ریسک
۵.۳.۱ ترکیبپذیری عناصر مفهومی پایه (primitives)
مدلها قابلیت ترکیب مفاهیم پایه مانند احتمال، ریسک و ارزش پولی را دارند و نمایندگی آنها بهصورت ترکیبی و برداری در فضا شکل میگیرد. این ترکیبپذیری نشان میدهد که مفاهیم اقتصادی و آماری بهصورت ابعاد همگرا در فضای فعالسازی سازماندهی میشوند. 📉
ساختار ترکیبی این مفهوم بیانگر آن است که مدل میتواند مفاهیم پایه را بهصورت خطی یا شبهخطی ترکیب کند و سناریوهای پیچیدهتر را ارزیابی نماید. این ویژگی ظرفیت تحلیل مفهومی درونی مدل را برجسته میکند.
۶. مرزهای نمونه مهندسی نمایندگی
۶.۱ احساسات
۶.۱.۱ ظهور احساسات در لایهها
نمایندگی احساسات در لایههای مختلف ظاهر میشود و مسیرهای عصبی متمایزی ایجاد میکند که با تغییر لحن، سبک و شدت بیان همبستهاند. این ظهور تدریجی نشان میدهد که احساسات تنها در خروجی شکل نمیگیرند، بلکه در مراحل میانی پردازش نیز حضور دارند. 😊
تفکیک این جهتها امکان تحلیل دقیقتر تأثیر هیجانات بر تولید متن را فراهم میکند و نشان میدهد که احساسات بخشی ساختاری از فضای مفهومی مدل هستند.
۶.۱.۲ تأثیر احساسات بر رفتار مدل
فعالسازی این جهتها بر لحن، شدت بیان و محتوای پاسخ تأثیر مستقیم میگذارد و میتواند پاسخ را احساسیتر، همدلانهتر یا خنثیتر کند. تغییر شدت فعالسازی، تغییر محسوسی در سبک تولید ایجاد میکند. 💬
این یافته نشان میدهد که احساسات در مدل نهتنها قابلتشخیص، بلکه قابلکنترل نیز هستند و میتوان آنها را برای تنظیم پاسخ در تعاملات مختلف به کار گرفت.
۶.۲ پیروی از دستورهای بیضرر
۶.۲.۱ مفهوم درونی سازگار از آسیبرسانی
مدل دارای نمایندگی از آسیبرسانی است که میتواند استخراج شود و نشان میدهد مفهوم خطر و آسیب در لایهها حضور ساختاری دارد. این بازنمایی در سناریوهای حساس فعالتر میشود. ⚖️
وجود چنین نمایندگیای بیانگر آن است که مدل میتواند تمایز میان درخواستهای بیضرر و بالقوه آسیبزا را در سطح درونی تشخیص دهد.
۶.۲.۲ کنترل مدل از طریق تبدیل شرطی
با تبدیل شرطی و تنظیم جهتهای مرتبط، میتوان پاسخهای بیضرر را تقویت و پاسخهای خطرناک را مهار کرد. این مداخله میتواند پیش از تولید نهایی اعمال شود تا ایمنی افزایش یابد. 🚦
تنظیم شدت این جهتها امکان کنترل تدریجی رفتار را فراهم میکند و از واکنشهای افراطی یا بیشازحد محدودکننده جلوگیری مینماید.
۶.۳ سوگیری و عدالت
۶.۳.۱ کشف سوگیریهای زیربنایی
نمایندگیهای سوگیری در لایههای مدل شناسایی میشوند و الگوهای نابرابر قابل تحلیل هستند. این سوگیریها بهصورت جهتهای مشخص در فضای فعالسازی ظاهر میشوند. 🔍
تحلیل این جهتها نشان میدهد که برخی ابعاد معنایی با ویژگیهای جمعیتی یا اجتماعی همبستگی دارند و میتوان آنها را بهصورت کمی بررسی کرد.
۶.۳.۲ یک نمایندگی یکپارچه برای سوگیری
میتوان جهت یکپارچهای برای پایش، سنجش و کاهش سوگیری ایجاد کرد که در سناریوهای مختلف پایدار باشد. این جهت بهعنوان شاخصی برای ارزیابی عدالت مدل عمل میکند. ⚖️
تنظیم این نمایندگی امکان کاهش پاسخهای جانبدارانه را فراهم میکند و به ایجاد رفتار متوازنتر کمک مینماید.
۶.۴ دانش و ویرایش مدل
۶.۴.۱ ویرایش واقعیت
ویرایش جهتهای دانشی امکان اصلاح واقعیتهای نادرست یا بهروزرسانی اطلاعات را فراهم میکند و رفتار مدل را در سطح مفهومی تغییر میدهد. این ویرایش میتواند هدفمند و محدود به یک حوزه خاص باشد. 📝
تغییر در این جهتها نشان میدهد که دانش در مدل بهصورت ساختارمند ذخیره شده و میتوان آن را بدون بازآموزی کامل تنظیم کرد.
۶.۴.۲ مفاهیم غیرعددی
نمایندگی مفاهیم انتزاعی غیرعددی نیز قابل استخراج است و نشان میدهد ساختار مفهومی مدل محدود به کمیتهای عددی یا آماری نیست. این مفاهیم بهصورت ابعاد معنایی در فضا حضور دارند. 🧠
قابلیت استخراج این مفاهیم بیانگر عمق سازمانیافتگی فضای نمایندگی و امکان تحلیل مفاهیم پیچیدهتر است.
۶.۵ بهخاطرسپاری
۶.۵.۱ تشخیص دادههای بهخاطرسپردهشده
میتوان نمایندگی دادههای حفظشده را شناسایی کرد و الگوهای ذخیرهشده را تحلیل نمود تا موارد حساس یا خاص مشخص شوند. این تحلیل نشان میدهد دادههای حفظشده ردپای مشخصی در فضای فعالسازی دارند. 📂
شناسایی این ردپاها گامی مهم در جهت افزایش شفافیت و کاهش خطر افشای ناخواسته اطلاعات است.
۶.۵.۲ جلوگیری از خروجیهای بهخاطرسپردهشده
با حذف یا تضعیف جهتهای مربوطه، احتمال بازتولید دادههای حفظشده کاهش مییابد و کنترل حریم خصوصی تقویت میشود. این مداخله میتواند بهصورت پیشگیرانه انجام گیرد. 🔐
تنظیم نمایندگیهای مرتبط با بهخاطرسپاری نشان میدهد که حتی رفتارهای مبتنی بر حافظه نیز در سطح برداری قابل مدیریت هستند.
۷. نتیجهگیری
مهندسی نمایندگی چارچوبی نوین برای شفافیت هوش مصنوعی ارائه میدهد که نمایندگیها را بهعنوان واحد تحلیل اصلی در نظر میگیرد و آنها را به رفتار مدل پیوند میدهد. این رویکرد نشان میدهد بسیاری از مفاهیم مرتبط با ایمنی مانند صداقت، اخلاق، سودمندی، احتمال، ریسک و عدالت در مدلها بهصورت ساختارمند و قابلاستخراج پدیدار میشوند. 🌐
با توسعه روشهای خواندن و کنترل نمایندگی، میتوان به درک عمیقتر، مداخله مؤثرتر و تنظیم دقیقتر مدلهای زبانی بزرگ دست یافت. این مسیر میتواند به افزایش ایمنی، اعتمادپذیری و پاسخگویی سیستمهای هوش مصنوعی پیشرفته کمک کند و گامی مهم در جهت توسعه مسئولانه، پایدار و شفاف این فناوری باشد. 🚀